Elham Panah
@elhampanah
2.4K
friends
زاده ماه مهر از کودکی علاقه بیکران به شعر و عرفان . در نوجوانی به هلند مهاجرت . بعد از سال ها غرق در ساز های زندگی نوشته هایی از ناگفته ها کتابی پر داستان ، برای شفا به اسم شفا ا ل ه ا م🦋🌙 الهام تو مرا بیدار نق نق بود زمزمه چشم هایم سنگین دوباره مرا بیدار بیدار شدم نه از خواب هوشیار شدم او مرا در آغوش شانه به دست موهایم را پر گل آینه،.. چشم هایش از حدقه بدر زیبا بودم این سحر نشاند مرا چشم هایم را بست هم به هم دست هایم چهار زانو شمردن نفس را تپش قلب را دعوت مغز به سکوت سی تار می نواخت خانه رنگین کمان بود مسیر راه شیری کاشانه ام بود آسمان پر سناره سقف اتاقم درمان بود این رهایی ا ل ه ا م همان لاجورد پروانه ای بوسید مرا دلتنگت بودم قدم ات چه خوش آواره خوشنام خجل بودم مانند شبنم بر گلبرگی فراموشش کرده بودم وای بر من امروز گلستان و بوستان امروز شفا بود تو مرا به خود بخشیدی بس است شکایت منتظر آهنگی برای صلح اثیر بود جام جان باید بال بگشایم برای رقصی برای درج واژه ای برای بوسیدن چرخش از رو نمی رود زمان تحمل ندارد صوفی عاشق ، راز دار بود گرداب ها به بازی عمر کفاف نمی دهد فصل ها خود من و تو یادآور چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید و من میگویم شاید دگر نباید دید،دگر نباید دید ا ل ه ا م🦋🌙 محبوبم را به چشم دل دیدم گفتم تو کیستی؟ گفت : تو! حلاج🦋 🇳🇱